مروری بر سه رویداد ازایده تا اجرا از زبان محمدرضا صالحی

salehi

ترم چهار بود تیر ماه سال ۹۲

پوستر های ایده تا اجرا به در و دیوار دانشگاه چسبیده بود با عنوان اگه ایده ای در زمینه کسب و کار های اینترنتی دارید حتما در این رویداد  شرکت کنید تا چشمم به این پوستر افتاد  با خودم گفتم: منو چه به این کارا؟!  کسایی که شرکت میکنن باید خیلی آدمای خفنی  باشن

این قضیه یه ماه قبل رویداد بود گذشت و حدودا ۱۰ روز مونده به رویداد به شکل عجیبی یکی از دوستانم به من گفت: مگه تو، توی دانشگاه شیخ بهایی درس نمیخونی؟! چطور تا حالا این رویداد رو ثبت نام نکردی؟! خیلی خوبه و هزینه اش هم  خیلی مناسبه! خلاصه همون موقع زنگ زدم مسئول برگزاری و خداروشکر هنوز ظرفیت برای شرکت بود و همون لحظه ثبت نام کردم.

قبل از شرکت در رویداد کمی برنامه نویسی کار کرده بودم کمی شبکه کمی فتوشاپ…خلاصه به هر چی میرسیدم یه نوکی میزدم و میخواستم همه چی یاد بگیرم.خلاصه سرتونو درد نیارم روز رویداد پس از سخرانی های بسیار کلی چیز جالب یادگرفتم و دیدم چه جالب این نوع کار کردن و کسب و کار هم وجود داره و در حین سخرانی ها آنقدر مطالب برام جذاب بود که سریع قلم کاغذ و درآوردم و شروع به یادداشت برداری کردم ( هنوز هم یادگاری دارمشون ) بعد از سخرانی ها با مربیان کلی حرف زدم و انگیزه گرفتم بعدش که نوبت به تشکیل تیم رسید خواسته و ناخواسته زمینه سلامت را برداشتیم (که بعدا فهمیدیم سخت ترین فیلد رویداد است) خلاصه بعد از مستقر شدن توی  کلاس ها صندلی ها را به صورت گرد چیدیم و تسهیل گرمون بهمون گفت جریان کلی چی هست بعدش گفت شروع کنید به ایده پردازی به صورت دایره وار ایده میدادیم سه یا چهار دور همه ایده دادن ولی من هنوز هنگ بودم و هیچ چیزی به ذهنم نمیرسید یا شاید فکر میکردم آدم ایده پردازی نیستم شایدم میترسیدم ایده خودمو بگم  از اینکه مسخره باشه خوب حق بدین اون زمان به قواعد طوفان فکری و این چیزا آشنا نبودم و همه چیز در کسری از زمان اتفاق می افتاد خلاصه یخم شکسته شد و شروع کردم به ایده دادن و ۵ تا ایده خوب دادم .

وقتی مربیان سراغ ما اومدن و ایده ها رو برای اونا میگفتیم و بررسی میکردن تقریبا ۴ تا از ایده های من رد شد ولی دیگه سر ایده ۵ام مقاومت کردم و گفتم نه این حتما باید باشه و ایده من بهترینه ولی یکی از مربیان یه جمله ای به من گفت و اون جمله رو تا الان آویزه گوشم کردم (( هیچ وقت عاشق ایده ات نشو )) راست میگفت آدم عاشق چشم و گوشش بسته میشه و دیگه حرف کسی رو نمیشنوه.

خلاصه ایده یکی از بچه ها انتخاب شد و اون . .. موقع ارائه رفتیم داخل سالن و همه با بوم های خودشون یکی یکی وارد میشدن

همه تیم ها ارائه دادن موقعی که به ارائه ما رسید با یه نمایش کوچیک ارائه دادیم و هنوز بعد ۲ سال اکثرا نفهمیدن که نمایش جدی ما فقط یه نمایش بوده . بگذریم زمانی که وقت اعلام تیم های اول تا سوم رسید ما فکر میکردیم حتما اولیم و ایده ما بهترین ایده رویدادِ ولی در عین ناباوری ما جز تیم های برتر نبودیم خیلی عصبانی شدیم و بعد رویداد با داورا کلی دعوا کردیم که معیار شما چی بوده خلاصه اون روز گذشت و حدودا بعد از یک هفته همه چیز رو فراموش کردیم و یه کم که فکر کردم چیزهایی که یاد گرفته بودم و تجربه یک روز بسیار برای من جذاب و آموزنده و ورود به دنیای استارتاپی بود .

واقعا به جرات میتونم بگم این رویداد برای من سکوی پرتاپ بود که منو از بقیه دوستانم جلو انداخت.

این رویداد باعث متمرکز شدن تخصص من شد و دیگه فقط کد زدن رو انتخاب کردم و از مسائل دیگه چشم پوشی کردم.

البته این رویداد فقط قلقلک دادن اون حس استارتاپیه و بسته به افراد مختلف متفاوت است. یک هفته بعد از رویداد شروع کردم به خوندن تمام اسلاید ها و یادداشت هایی که از رویداد داشتم و بعد از اون درباره کتاب خلق مدل کسب و کار شنیدم در کوتاهترین زمان ممکن کتاب رو تهیه کردم و مشتاقانه شروع به خوندنش کردم کتاب زیبایی هست.

خلاصه زمانی که رویداد داشت  تولد  ۱سالگیش و پشت سر میگذاشت به این فکر افتادم با معدود افراد باقی مانده از برگزار کننده ها دوباره و قوی تر این رویداد رو برگزار کنیم.

منظورم از قوی تر رفع مشکلات و کم و کاستی های دوره اول بود مثلا بوم مدل کسب و کار انگلیسی بود و فونت نوشته ها آنقدر کوچیک بود که به زور میتونستیم بخونیم این مشکلات در رویداد دوم اصلا نبود.

رویداد یک روزه و خیلی فشرده بود و اصلا نفهمیدیم چطوری گذشت و برای رویداد جدید زمان رو افزایش دادیم

و ….

این ها رو نگفتم که کار برگزار کننده های دوره اول رو به چالش بکشم و زیر سوال ببرم چون اولین برگزاری هرچیزی نقص های خودش رو داره ولی اگر همین دور اول رویداد برگزار نشده بود الان هم ما رویداد دوم و سوم را قطعا برگزار نکرده بودیم.

یکی از  دلایل انگیزه  من برای برگزاری این بود که:

ایده تا اجرا سرآغاز ورود به دنیای پر فراز و نشیب و تلخ و شیرین استارتاپی و کارآفرینی بود.

و اما در برگزاری رویداد سوم چه گذشت : ۸ ماه قبل از رویداد برای اینکه ببینم چقدر شوق و ذوق و حمایت از طرف بچه ها برای برگزاری رویداد هست در تمام گروه های تلگرامی دانشگاه از کسانی که امادگی برای همکاری در برگزاری را داشتن خواستم اعلام کنن که در عین ناباوری حدود ۱۵ نفر که اکثر آنها خانم بودند اعلام آمادگی کردند پس از اولین جلسه با آنها مرکز کارافرینی دانشگاه آمادگی خود را برای همکاری در برگزاری اعلام کرد ولی به مشکلی برخوردیم و انتخابات انجمن ها بود چون بدون همکاری انجمن علمی مهندسی کامپیوتر و فناوری اطلاعات کار بسیار سخت میشد خلاصه این ترم نتونستیم و برنامه افتاد برای ترم آینده و در اسفند ماه .

حدود دوماه قبل از رویداد بازهم جلسه و برنامه ریزی برای رویداد آغاز شد و تقسیم وظایف و مدت زمان کار ها هم مشخص شد بخشی از کار من که فراهم کردن و صحبت با منتور ها و سخنران ها بود باید زودتر شروع میشد که حدود ۵ هفته قبل از رویداد باید هماهنگی ها کامل میشد و نام منتورها در سایت اورده میشد دقیقا این کار بازهم مثله دوره قبل در فرجه امتحانات و در بازه امتحانات پایان ترم بود خلاصه با برنامه ریزی مشکل حل شد.

بسیاری از کارهای مربوط به رویداد که مربوط به بیرون از دانشگاه بود با من بود و خوب پیش میرفت حدود ۴۵ روز قبل از رویداد بود که از یکی از اسپانسر های خیلی نزدیک قول همکاری گرفتیم که در روز آخر قبل از رویداد بسیاری از قول های خود را فراموش کردند و دست مارا در حنا گذاشتن . دو مورد از اسپانسرهای ما هفته آخر کنسل کردند. یکی از مربی ها دو روز مانده به رویداد کنسل کرد .  دو مورد از داور ها در هفته آخر کنسل کردند و … .

اینها باعث شد که در بخش جوایز تیم های برتر تا حدی شرمنده آنها شویم ولی ما تلاش خود را کردیم و نمیخواهیم کم و کاستی ها رو به گردن بقیه بیندازیم ولی تنها نیروی انگیزشی ما فقط و فقط بچه های دانشگاه مخصوصا ورودی های جدید بودن که به خاطر آنها هم که شده بود ما کنار نکشیدیم و کار خود را برای برگزاری هر چه بهتر این رویداد ادامه دادیم (البته هیچ توقعی ندارم که بسیاری از صحبت های من را باور کنید ) .

ولی با تمام این مشکلات مادی و معنوی رویداد را با کیفیتی بهتر از دوره قبل برگزار کردیم . درسته تو این راه بها دادیم که این بها هم مالی هم زمان بوده ولی چندین مهارت که به جزء با برگزاری این طور رویداد ها نمیتوان به دستشان اورد رو کسب کردیم که در ادامه به چندین مورد آن میپردازم :

یادگیری نحوه صحبت کردن با مسئولان دانشگاه و به طور کلی سازمان های دولتی

برنامه ریزی مالی

کار تیمی کار تیمی  و باز هم کار تیمی

پیدا کردن دوستای جدید

لذت بردن از کاری که در حال انجام آن هستید

و ….

برگزاری رویداد های بزرگ میتواند اراده و تلاش و صبر و پشتکار شما را به چالش بکشد اگر اهل چالش و عمل هستید حتما در برگزاری رویداد های مختلف سهمی داشته باشید .

به شخصه از داوطلبین اجرایی و تسهیل گران و تیم های اول تا سوم به شدت انتظار دارم که این رویداد را برای بار چهارم برگزار کنند و ادامه دهنده این راه باشند .

به شخصه از هدف هایی که از برگزاری این رویداد داشتم این بوده و هست که قرار نیست از این رویداد ها همه کارآفرین بیرون بیایند همین که بفهمند برای شروع باید به دنبال یادگیری حداقل یک تخصص خاص بروند من به هدفم رسیدم.

در ادامه جا دارد از حمید صابری که مرا در بسیاری کار ها یاری کرد و همین طور مجتبی عزیزی که تمام کارهای اداری و داخل دانشگاه با او بود سپاسگزاری کنم . همین طور خدا قوت به داوطلبین اجرایی : طه قاسمی ، خالد امینی ، محمد رضا عبدلیان ، مصطفی رشادی ، محمد باقر زاده و خانم فیروزی

در انتها امیدوارم برگزار کننده دوره چهارم رویداد شمایی باشید که در حال خواندن این متن هستید.

4 دیدگاه در “مروری بر سه رویداد ازایده تا اجرا از زبان محمدرضا صالحی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *